سيد علي اكبر قرشي

8

قاموس قرآن ( فارسي )

كاوش بود و گفت * ( « هذا رَبِّي » ) * و بعد بطلانش به روى روشن شد . مگر نه اين است كه همه با سير در آفاق و انفس بوجود خدا پى مىبرند ، مگر نه اين است كه خدا فرمود : * ( نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » ) * . ممكن است بعضى ساده لوح چنين پندارد كه پيامبران عليهم السّلام همه چيز را از اوّل ميدانستند و يقين آنها بدون تفكَّر و تدبّر بود و احتياج به آن نداشتند . ما در مقابل اين سخن تفكَّر ، 15 سالهء حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله را در كوه حراء و آيهء * ( « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ » ) * شورى : 52 و آيهء * ( « تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَلا قَوْمُكَ » ) * هود : 49 را دليل مياوريم كه صريحاند : حضرت رسول « ص » پيش از وحى از اين چيزها اطلاع نداشت . آرى خداوند ابراهيم عليه السّلام را هدايت كرد ولى با تفكَّر و تدبّر در امور عالم و ملكوت آسمانها و زمين . و سپس وحى آسمانى آن هدايت را محكمتر كرد . [ شكستن بتها ] نادرهء ديگرى كه قرآن از اين مرد بزرك نقل مىكند شكستن بتها و تكَّه پاره كردن آنهاست چه تصميم بزرك و چه كار پر مخاطره‌اى ؟ ! ! چه شجاعت و اقدام مؤثّرى و ضربت مهلكى ؟ ! ! بازى با مقدّسات مردم آن هم مردم نادان مگر كار آسانى است ؟ ! ! هر چه بود آنحضرت خواست بتها را در هم شكند تا مردم بدانند : اين معبودهاى انگل حتى بدفاع از خود نيز قدرت ندارند . او بپدرش و قومش گفت : اين صورتها چيست كه پرستش ميكنيد ؟ گفتند : پدران خود را در چنين كار يافته‌ايم ( و از آنها پيروى ميكنيم ) گفت : بى شك شما و پدرانتان در ضلالى آشكار بوده‌ايد . گفتند جدّى ميگوئى يا شوخى ميكنى ؟ گفت : نه جدّى ميگويم ، اينها ربّ نيستند ربّ شما ربّ آسمانها و